verb (فعل)commonpast (گذشته): cheatedpast participle (مفعولی): cheated-ing (حال): cheating3rd (سوم): cheats
فعل — تقلب کردن
تقلب کردنفریب دادن
گذشته فعل cheat؛ به طور نادرست یا غیراصولی برای به دست آوردن سود عمل کردن.
Past tense of 'cheat'; to act dishonestly to gain an advantage.
«او در امتحان تقلب کرد.»
“He cheated on the exam.”
«او برای برنده شدن تقلب کرد.»
“She cheated to win the game.”
تفاوت با واژههای مشابه
deceived— فریب دادن
رسمی. به معنی فریب دادن است و معمولاً کلیتر از cheat میباشد.
Formal. Means to mislead or trick, often more general than cheat.
defrauded— کلاهبرداری کردن
رسمی/قانونی. به معناى گول زدن کسی برای به دست آوردن غیرقانونی پول یا اموال است.
Formal/legal. Refers to tricking someone to gain money or property illegally.