deceived
فعل — فریب داد
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'deceive': وادار کردن کسی به باور چیزی که درست نیست، معمولاً به منظور به دست آوردن نوعی مزیت شخصی.
Past tense and past participle of 'deceive': to make someone believe something that is not true, typically in order to gain some personal advantage.
«او فریب لبخند دلنشین او را خورد.»
“She was deceived by his charming smile.”
«او سالها شرکای تجاری خود را فریب داد.»
“He deceived his business partners for years.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج/غیررسمی. فریب دادن کسی، اغلب به روشی بازیگوشانه یا هوشمندانه، اما میتواند بدخواهانه نیز باشد. زمانی قابل تعویض است که فریب در مورد یک مانور زیرکانه باشد. 'او من را به باور او گول زد' در مقابل 'او من را فریب داد که به او باور کنم'.
Common/Informal. To deceive someone, often in a playful or clever way, but can also be malicious. Interchangeable when the deception is about a clever maneuver. 'He tricked me into believing him' vs 'He deceived me into believing him'.
رایج. باعث شدن که کسی ایده یا برداشت اشتباهی درباره چیزی داشته باشد. زمانی قابل تعویض است که فریب در مورد ارائه اطلاعات یا راهنمایی نادرست باشد. 'نقشه ما را گمراه کرد' در مقابل 'نقشه ما را فریب داد'.
Common. To cause someone to have a wrong idea or impression about something. Interchangeable when the deception is about giving false information or guidance. 'The map misled us' vs 'The map deceived us'.