chesty

chest·y/ˈtʃes.ti/
chestthe upper front part of the body-ycharacterized by; having
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): chestiersuperlative (عالی): chestiest

صفت — دارای سینه برجسته

دارای سینه برجستهسینه‌دار

دارای سینه‌ای برجسته یا بزرگ.

Having a prominent or large chest.

«او صدایی بم و بدنی قوی دارد.»

He has a chesty voice and strong build.

«ورزشکار سینه برجسته و قوی بود.»

The athlete was chesty and powerful.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000