chick

/tʃɪk/
noun (اسم)commonplural (جمع): chicks

اسم — جوجه

جوجه

یک پرنده جوان، مخصوصاً جوجه تازه از تخم درآمده.

A young bird, especially a newly hatched chicken.

«مرغ مادر از جوجه‌هایش مراقبت می‌کند.»

The mother hen watches over her chicks.

«جوجه‌ها امروز صبح از تخم بیرون آمدند.»

The chicks hatched this morning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000