در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک پرنده جوان، مخصوصاً جوجه تازه از تخم درآمده.
A young bird, especially a newly hatched chicken.
«مرغ مادر از جوجههایش مراقبت میکند.»
“The mother hen watches over her chicks.”
«جوجهها امروز صبح از تخم بیرون آمدند.»
“The chicks hatched this morning.”