chicken feed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

chick·en feed/ˈtʃɪkən fid/
1noun (اسم)common

اسم — دان مرغ

دان مرغ

خوراکی که برای مرغ‌ها تهیه می‌شود.

Food given to chickens.

«او دان مرغ را در مرغدانی ریخت.»

He poured chicken feed into the pen.

«مرغ‌ها به دان بیشتری نیاز دارند.»

The chickens need more feed.

2noun (اسم)informal

اسم — پول خرد

پول خردمبلغ ناچیز

مقدار بسیار کم و بی‌اهمیتی پول.

A very small or unimportant amount of money.

«ده دلار برای او پول خرد است.»

Ten dollars is chicken feed to him.

«آن‌ها بابتش مبلغ ناچیزی پرداخت کردند.»

They paid chicken feed for it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000