chided

chid·ed/ˈtʃaɪdɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): chidedpast participle (مفعولی): chided-ing (حال): chiding3rd (سوم): chides

فعل — سرزنش کردن

سرزنش کردنتوبیخ کردن

به آرامی سرزنش یا تذکر دادن به کسی درباره رفتارشان.

Scolded or rebuked someone mildly for their behavior.

«معلم برای دیر آمدن به دانش‌آموزان تذکر داد.»

The teacher chided the students for being late.

«او به آرامی بابت اشتباهش سرزنش کرد.»

She chided him gently for his mistake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rebukedسرزنش کرد

رسمی. معنای مشابه اما معمولاً شدیدتر از chide است.

Formal. Similar meaning but often more severe than 'chide'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000