rebuked

re·buked/rɪˈbjuːkt/
re-back, againbuketo reproach or scold
verb (فعل)formalpast (گذشته): rebukedpast participle (مفعولی): rebuked-ing (حال): rebuking3rd (سوم): rebukes

فعل — سرزنش کرد

سرزنش کردتوبیخ کرد

گذشته فعل «سرزنش کردن»: بیان مخالفت یا انتقاد شدید از کسی.

Past tense of 'rebuke': to express sharp disapproval or criticism of someone.

«معلم به خاطر دیر آمدن، دانش‌آموز را سرزنش کرد.»

The teacher rebuked the student for being late.

«او به خاطر رفتار بی‌ادبانه‌اش توبیخ شد.»

She was rebuked for her rude behavior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scoldسرزنش کردن

رایج. معمولا برای انتقاد کلامی به کار می‌رود و در موارد زیادی جایگزین است.

Common. Usually used to describe verbal criticism, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000