rebuilt

re·built/ˌriːˈbɪlt/
re-againbuildto construct-tpast participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — بازسازی شده

بازسازی شدهمرمت شده

پس از آسیب یا ویرانی دوباره ساخته شده.

Constructed again after damage or destruction.

«پل بازسازی شده از قبل محکم‌تر به نظر می‌رسد.»

The rebuilt bridge looks stronger than before.

«آنها به خانه بازسازی شده‌شان نقل مکان کردند.»

They moved into their rebuilt house.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000