chiefest

chief·est/ˈtʃiːfəst/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): chiefersuperlative (عالی): chiefest

صفت — اصلی‌ترین

اصلی‌ترینبالاترین

مهم‌ترین یا اصلی‌ترین؛ بالاترین مقام یا رتبه (قدیمی یا شعری).

Most important or principal; highest in rank or authority (archaic or poetic).

«او از میان اشراف، سرآمد بود.»

He was the chiefest among the noblemen.

«مهم‌ترین نگرانی او، امن بودن خانواده‌اش بود.»

Her chiefest concern was the safety of her family.

تفاوت با واژه‌های مشابه
principalاصلی

رسمی و قدیمی. معنایی مشابه دارد ولی chiefest امروزه کم کاربرد است و بیشتر شعری است.

Formal and archaic. Similar meaning but chiefest is rarely used today, mainly poetic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000