chip in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃɪp ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سهم گذاشتن

سهم گذاشتنمشارکت کردن

برای یک کار مشترک پول، کمک یا نظر خود را ارائه دادن.

To contribute money, help, or an opinion to a shared effort or conversation.

«همه برای هدیه پولی روی هم گذاشتند.»

Everyone chipped in for the gift.

«او با یک ایدهٔ مفید مشارکت کرد.»

She chipped in with a useful idea.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000