chiv

/tʃɪv/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chivedpast participle (مفعولی): chived-ing (حال): chiving3rd (سوم): chives

فعل — التماس کردن

التماس کردنقرض گرفتن

تقاضا یا قرض گرفتن، به‌ویژه مبالغ کوچک یا چیزهای ساده.

To beg or borrow, especially small amounts or trivial things.

«او کمی پول تغییر از دوستش قرض گرفت.»

He chived some change from his friend.

«خیلی التماس نکن.»

Stop chiving so much.

تفاوت با واژه‌های مشابه
begالتماس کردن

محاوره‌ای. در زمینه‌های غیررسمی و درخواست‌های مکرر قابل جایگزینی است.

Informal. Interchangeable in casual contexts, especially for asking repeatedly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000