در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با کلر تصفیه کردن یا آغشته کردن، به خصوص برای ضدعفونی آب یا سفید کردن پارچهها.
To treat or impregnate with chlorine, especially to disinfect water or whiten fabrics.
«آنها به طور منظم استخر را کلرزنی میکنند تا باکتریها را از بین ببرند.»
“They chlorinate the swimming pool regularly to kill bacteria.”
«آب آشامیدنی شهر برای ایمنی کلرزنی میشود.»
“The city's water supply is chlorinated for safety.”
رایج. یک اصطلاح گستردهتر برای تمیز کردن چیزی به منظور از بین بردن باکتریها. 'Chlorinate' روش خاصی از ضدعفونی با استفاده از کلر است. 'پیشخوان را ضدعفونی کنید' (میتواند با هر پاککنندهای باشد)، 'استخر را کلرزنی کنید' (به طور خاص با کلر).
Common. A broader term for cleaning something to destroy bacteria. 'Chlorinate' is a specific method of disinfecting using chlorine. 'Disinfect the counter' (can be with any cleaner), 'Chlorinate the pool' (specifically with chlorine).
رایج. حذف آلایندهها از چیزی برای تمیز و ایمن کردن آن. 'Chlorinate' یکی از راههای تصفیه آب است. 'هوا را با فیلتر تصفیه کنید'، 'آب را برای تصفیه کردن کلرزنی کنید'.
Common. To remove contaminants from something to make it clean and safe. 'Chlorinate' is one way to purify water. 'Purify the air with a filter', 'Chlorinate the water to purify it'.