chloroforming

chlo·ro·form·ing/ˈklɔːrəˌfɔːrmɪŋ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): chloroformedpast participle (مفعولی): chloroformed-ing (حال): chloroforming3rd (سوم): chloroforms

فعل — بی‌هوش کردن با کلروفرم

بی‌هوش کردن با کلروفرم

عمل دادن یا استفاده از کلروفرم برای ایجاد بی‌هوشی یا بی‌حسی.

The act of administering or using chloroform to induce unconsciousness or anesthesia.

«پیش از جراحی بیمار را با کلروفرم بی‌هوش می‌کردند.»

They were chloroforming the patient before surgery.

«بی‌هوش کردن با کلروفرم بدون مراقبت مناسب می‌تواند خطرناک باشد.»

Chloroforming can be dangerous without proper care.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000