chomping

chomp·ing/ˈtʃɒmpɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chompedpast participle (مفعولی): chomped-ing (حال): chomping3rd (سوم): chomps

فعل — جویدن با صدای بلند

جویدن با صدای بلند

با صدای بلند یا شدت جویدن چیزی

to chew something noisily or vigorously

«او داشت با صدای بلند ساندویچ می‌جود.»

He was chomping on a sandwich.

«اسب غذایش را پرصدا می‌جود.»

The horse was chomping its food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
munchingجویدن

غیررسمی. معنی مشابه ولی با صدای کمتر.

Informal. Similar meaning but less intense sound.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000