chortle

chor·tle/ˈtʃɔːrtəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chortledpast participle (مفعولی): chortled-ing (حال): chortling3rd (سوم): chortles

فعل — نانخند زدن

نانخند زدنخندهٔ خفیف شاد

با صدای خفیف و شاد خندیدن؛ خنده‌ای پر از خوشحالی.

To laugh in a breathy, gleeful way; a joyful chuckle.

«او به شوخی هوشمندانه نانخند زد.»

He chortled at the clever joke.

«کودک با خوشحالی خنده‌ای خفیف کرد.»

The child chortled with delight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
giggleقاه‌قاه خندیدن

غیررسمی. خنده شاد مشابه ولی معمولاً سبک‌تر یا کودکانه‌تر.

Informal. Similar happy laughter but often lighter or more childish in tone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000