chronicling

chron·ic·ling/ˈkrɒnɪklɪŋ/
chroniclerecord or report events-ingdenotes present participle or gerund
verb (فعل)formalpast (گذشته): chronicledpast participle (مفعولی): chronicled-ing (حال): chronicling3rd (سوم): chronicles

فعل — ثبت کردن

ثبت کردنروایت کردن

عمل ثبت یا روایت کردن رویدادها به ترتیب زمانی، معمولاً به صورت نوشته.

The act of recording or narrating events in order, often in writing.

«او در حال ثبت تاریخ شهر است.»

She is chronicling the history of the town.

«کتاب زندگی او را به ترتیب ثبت کرده است.»

The book chronicles his life story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
documentingمستندسازی

رسمی. مشابه ولی اغلب به جمع‌آوری مدارک اشاره دارد.

Formal. Similar but often refers to collecting evidence or records.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000