chrysalis

chrys·a·lis/ˈkrɪsəlɪs/
noun (اسم)commonplural (جمع): chrysalises

اسم — شفیره

شفیرهپیله

پوسته سخت و محافظ مرحله شفیرگی پروانه یا شب‌پره هنگام دگردیسی.

The hardened outer case of a pupa during metamorphosis of butterflies or moths.

«پروانه از شفیره بیرون آمد.»

The butterfly emerged from its chrysalis.

«شفیره حشره در حال رشد را محافظت می‌کند.»

A chrysalis protects the developing insect.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000