در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزار زمانسنج دقیق که به منظور رعایت استانداردهای خاص دقت تایید شده است.
A precise timekeeping instrument certified to meet specific standards of accuracy.
«کشتی برای ناوبری از کرونومتر استفاده میکرد.»
“The ship used a chronometer for navigation.”
«کرونومترها برای زمانسنجی دقیق ضروریاند.»
“Chronometers are essential for accurate timekeeping.”