در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری که فواصل زمانی را اندازهگیری و ثبت میکند، معمولاً به عنوان کرنومتر استفاده میشود.
A device that measures and records time intervals, often used as a stopwatch.
«او زمان مسابقه را با کرنوگراف بررسی کرد.»
“He checked the race time using a chronograph.”
«کرنوگرافها در میان ورزشکاران محبوب هستند.»
“Chronographs are popular among athletes.”
رایج. مشابه در کاربرد ولی chronograph معمولاً شامل ساعت و کرنومتر است.
Common. Similar in use but 'chronograph' usually refers to a watch with stopwatch function.