chumped

/tʃʌmpt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chumpedpast participle (مفعولی): chumped-ing (حال): chumping3rd (سوم): chumps

فعل — فریب داد

فریب دادگول زد

گذشته عامیانه فعل 'chump' به معنی فریب دادن یا گول زدن کسی.

Informal past tense of 'chump' meaning to fool or trick someone.

«او فریب خورد و ساعت تقلبی خرید.»

He was chumped into buying a fake watch.

«گول چنین کلاهبرداری‌هایی را نخور.»

Don’t get chumped by such scams.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000