chummy

chum·my/ˈtʃʌmi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): chummiersuperlative (عالی): chummiest

صفت — صمیمی

صمیمیدوستانه

دوستانه و صمیمی به گونه‌ای که نشان‌دهنده دوستی نزدیک باشد

Friendly and familiar in a way that suggests close friendship.

«آنها در محل کار خیلی با هم صمیمی هستند.»

They are very chummy at work.

«دیشب گفتگوی دوستانه‌ای داشتیم.»

We had a chummy conversation last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
friendlyدوستانه

روزمره. اصطلاح کلی برای مهربانی و دوست‌داری؛ chummy صمیمی‌تر و غیررسمی‌تر است.

Everyday. General term for kindness and amicability; chummy implies closer and more informal friendships.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000