در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آدمی که ختنه شده؛ پوست اضافی ناحیه تناسلی مردانه برداشته شده
Having had the foreskin surgically removed (usually male)
«او از نوزادی ختنه شده بود.»
“He was circumcised as a baby.”
«دکتر وضعیت ختنه شدن را توضیح داد.»
“The doctor explained the circumcised condition.”
متضاد؛ به کسی که ختنه نشده اشاره دارد.
Antonym; refers to not having undergone the procedure.