citrine

cit·rine/ˈsɪtriːn/
1noun (اسم)technical

اسم — سیترین

سیترین

نوعی کوارتز زرد و شفاف که اغلب به عنوان سنگ قیمتی استفاده می‌شود.

A yellow, translucent variety of quartz, often used as a gemstone.

«او گردنبندی با آویز سیترین زیبایی به گردن داشت.»

She wore a necklace with a beautiful citrine pendant.

«سیترین اغلب با توپاز اشتباه گرفته می‌شود.»

Citrine is often mistaken for topaz.

2adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more citrinesuperlative (عالی): most citrine

صفت — به رنگ سیترین

به رنگ سیترینزرد لیمویی

به رنگ زرد کم‌رنگ، شبیه به لیمو.

Having a pale yellow color, resembling that of a lemon.

«هنرمند از سایه سیترین برای طلوع خورشید استفاده کرد.»

The artist used a citrine hue for the sunrise.

«لباس او به رنگ سیترین ملایمی بود.»

Her dress was a soft citrine color.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000