در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کوارتز زرد و شفاف که اغلب به عنوان سنگ قیمتی استفاده میشود.
A yellow, translucent variety of quartz, often used as a gemstone.
«او گردنبندی با آویز سیترین زیبایی به گردن داشت.»
“She wore a necklace with a beautiful citrine pendant.”
«سیترین اغلب با توپاز اشتباه گرفته میشود.»
“Citrine is often mistaken for topaz.”
به رنگ زرد کمرنگ، شبیه به لیمو.
Having a pale yellow color, resembling that of a lemon.
«هنرمند از سایه سیترین برای طلوع خورشید استفاده کرد.»
“The artist used a citrine hue for the sunrise.”
«لباس او به رنگ سیترین ملایمی بود.»
“Her dress was a soft citrine color.”