clamber

clam·ber/ˈklæmbər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): clamberedpast participle (مفعولی): clambered-ing (حال): clambering3rd (سوم): clambers

فعل — بالا رفتن

بالا رفتنتلاش برای بالا رفتن

بالا رفتن یا حرکت کردن به‌صورت ناهنجار و سخت، معمولاً با استفاده از دست و پا.

To climb or move in an awkward, laborious way, often using hands and feet.

«آن‌ها به سختی از تپه سنگی بالا رفتند.»

They clambered up the rocky hill.

«کودک به سختی روی شاخه درخت بالا رفت.»

The child clambered onto the tree branch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scrambleپژواک کردن

معمولی؛ معنی مشابه ولی معمولاً با سرعت یا اضطرار همراه است.

Common. Similar meaning but often implies haste or urgency.

climbبالا رفتن

معمولی؛ اصطلاح عمومی برای بالا رفتن، clamber سخت‌تر است.

Common. General term for ascending; clamber implies difficulty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000