climatic

cli·mat·ic/klaɪˈmætɪk/
climateweather conditions of region-icrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more climaticsuperlative (عالی): most climatic

صفت — اقلیمی

اقلیمیآب و هوایی

مربوط به اقلیم یا شرایط جوی

Relating to climate or weather conditions

«تغییرات اقلیمی بر کشاورزی تأثیر می‌گذارد.»

Climatic changes affect agriculture.

«منطقه دارای اقلیم معتدلی است.»

The area has a mild climatic zone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
climaticاقلیمی

رسمی. در زمینه‌های علمی یا محیط‌زیست به‌کار می‌رود.

Formal. Used in scientific or environmental contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000