در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نقطه اوج یا شدیدترین مرحله در داستان، رویداد یا فرآیند.
The highest or most intense point in a story, event, or process.
«داستان در فصل آخر به اوج خود رسید.»
“The story reached its climax in the final chapter.”
«نقطه اوج کنسرت نمایش آتشبازی چشمگیری بود.»
“The concert's climax was an impressive fireworks show.”
رایج. به بالاترین نقطه چیزی اشاره دارد، در بسیاری موارد با climax قابل جایگزینی است.
Common. Refers to the highest point of something, interchangeable with climax in many contexts.
رسیدن به بالاترین یا شدیدترین نقطه.
To reach the highest or most intense point.
«تنش در فیلم ناگهان به اوج رسید.»
“The tension in the movie climaxed suddenly.”
«کمپین با یک رویداد بزرگ به اوج خواهد رسید.»
“The campaign will climax with a big event.”