clincher

clinch·er/ˈklɪntʃər/
clinchto settle or secure-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): clinchers

اسم — نقطه قطعی

نقطه قطعیحکم نهایی

نقطه یا حقیقت نهایی که بحث یا تصمیمی را قطعی می‌کند.

A final point or fact that settles an argument or decision.

«شهادت او حکم نهایی در محاکمه بود.»

Her testimony was the clincher in the trial.

«گل نهایی تعیین‌کننده بازی بود.»

The final goal was the clincher for the match.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deciderقطعی‌کننده

رایج. حقیقت یا استدلالی که اختلاف یا تصمیم را حل می‌کند.

Common. A fact or argument that resolves a dispute or decision.

conclusionنتیجه‌گیری

رایج. بخش آخر یا نهایی که نتیجه را تعیین می‌کند.

Common. The end or final part that determines the outcome.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000