close call

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌkloʊs ˈkɔl/
noun (اسم)commonplural (جمع): close calls

اسم — مو به مو نجات پیدا کردن

مو به مو نجات پیدا کردنوضعیت خطرناکِ نزدیک

موقعیتی که خطر یا شکست با فاصله‌ای بسیار کم از آن جان سالم به در برده‌اند.

A situation in which disaster or failure was narrowly avoided.

«آن ماجرا در بزرگراه خیلی نزدیک به حادثه بود.»

That was a close call on the highway.

«نزدیک بود مهلت را از دست بدهیم.»

Missing the deadline was a close call.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000