close call
/ˌkloʊs ˈkɔl/
noun (اسم)commonplural (جمع): close calls
اسم — مو به مو نجات پیدا کردن
مو به مو نجات پیدا کردنوضعیت خطرناکِ نزدیک
موقعیتی که خطر یا شکست با فاصلهای بسیار کم از آن جان سالم به در بردهاند.
A situation in which disaster or failure was narrowly avoided.
«آن ماجرا در بزرگراه خیلی نزدیک به حادثه بود.»
“That was a close call on the highway.”
«نزدیک بود مهلت را از دست بدهیم.»
“Missing the deadline was a close call.”