coagulate

coa·gu·late/koʊˈæɡ.jə.leɪt/
co-togetheragulateto curdle or clot
verb (فعل)technicalpast (گذشته): coagulatedpast participle (مفعولی): coagulated-ing (حال): coagulating3rd (سوم): coagulates

فعل — لخته شدن

لخته شدنجامد شدن

تبدیل شدن از حالت مایع به حالت غلیظ یا جامد.

To change from a liquid into a thickened or solid state.

«بعد از آسیب، خون شروع به لخته شدن کرد.»

The blood began to coagulate after injury.

«شیر اگر مدت طولانی بماند، ممکن است لخته شود.»

Milk can coagulate if left out too long.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clotلخته شدن

رایج. معمولاً به غلیظ شدن خون اشاره دارد، در زمینه پزشکی قابل تعویض است.

Common. Usually refers to blood thickening, interchangeable in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000