clot

/klɑt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): clots

اسم — لخته خون

لخته خونکلوخه

یک توده چسبیده و غلیظ شده از خون یا ذرات دیگر.

A thick mass of coagulated blood or other particles.

«یک لخته خون شریان را مسدود کرد.»

A blood clot blocked the artery.

«لخته‌ها می‌توانند خطرناک باشند.»

Clots can be dangerous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clumpتوده

رایج. کلمه‌ای عمومی برای توده؛ 'clot' بیشتر پزشکی است.

Common. General word for mass or lump; 'clot' used medically.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): clottedpast participle (مفعولی): clotted-ing (حال): clotting3rd (سوم): clots

فعل — لخته شدن

لخته شدن

تشکیل شدن یا دادن حالت توده‌ای و غلیظ، به‌ویژه برای خون.

To form into a thick mass or lump, especially blood.

«خون پس از آسیب به سرعت لخته می‌شود.»

Blood clots quickly after injury.

«شیر در گرما غلیظ شد.»

The milk clotted in the heat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000