coaxial

co·ax·i·al/koʊˈæk.si.əl/
co-togetheraxialrelating to an axis
adjective (صفت)technical

صفت — مشترک‌محور

مشترک‌محورهم‌محور

اشتراک داشتن یک محور مشترک، به ویژه در مهندسی یا الکترونیک

Sharing a common axis, especially in engineering or electronics

«کابل هم‌محور سیگنال‌ها را به‌خوبی منتقل می‌کند.»

A coaxial cable transmits signals efficiently.

«چرخ‌دنده‌ها به صورت محور مشترک چیده شده‌اند.»

The gears are arranged coaxially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000