coaxed

/koʊkst/
coaxto gently persuade-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): coaxedpast participle (مفعولی): coaxed-ing (حال): coaxing3rd (سوم): coaxes

فعل — متقاعد کردن

متقاعد کردنتشویق کردن

به آرامی یا به تدریج کسی را متقاعد کردن برای انجام کاری

Persuaded someone gently or gradually to do something

«او گربه را به آرامی از درخت پایین آورد.»

She coaxed the cat down from the tree.

«او کودک را برای امتحان کردن غذا تشویق کرد.»

He coaxed the child to try the food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persuadedمتقاعد کرد

رایج. به صورت جایگزین در موارد تشویق ملایم استفاده می‌شود.

Common. Used interchangeably in contexts of gentle urging, e.g. 'She persuaded him to stay.'

urgedاصرار کرد

رسمی/غیررسمی. اصرار شدیدتر از coax دارد؛ همیشه قابل جایگزینی نیستند.

Formal/informal. Emphasizes stronger encouragement than 'coax'. Not always interchangeable; 'coax' implies gentleness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000