cobs

/kɒbz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cobs

اسم — ذرت دانه‌شده

ذرت دانه‌شدهنان گرد

جمع واژه «cob»: مغز ذرت یا نوعی نان گرد.

Plural form of 'cob': the central core of an ear of corn or a type of rounded bread roll.

«کشاورزان دانه‌های ذرت را از مزرعه برداشتند.»

The farmers harvested the cobs from the field.

«او برای شام دانه‌های تازه خرید.»

She bought fresh cobs for dinner.

2noun (اسم)informalplural (جمع): cobs

اسم — قو نر

قو نر

مرد قو (عامیانه در انگلیسی بریتانیایی).

A male swan (British informal).

«قو نر قلمرو خود را با شدت محافظت می‌کرد.»

The cob guarded its territory fiercely.

«یک جفت قو نر در دریاچه شنا می‌کردند.»

A pair of cobs swam on the lake.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000