در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تارهای عنکبوتی که معمولاً قدیمی و خاکگرفته در گوشهها دیده میشوند.
Spider webs, typically old and dusty strands found in corners.
«زیرشیروانی پر از تارهای عنکبوتی ضخیم بود.»
“The attic was filled with thick cobwebs.”
«تارهای عنکبوتی روی کتابخانه را تکاند.»
“She brushed away cobwebs from the bookshelf.”