cockamamie

cock·a·ma·mie/ˌkɒk·əˈmæm·i/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more cockamamiesuperlative (عالی): most cockamamie

صفت — مسخره

مسخرهپوچمزخرف

مسخره‌آمیز یا بی‌منطق

Ridiculous or nonsensical

«آن ایده مضحک است و هرگز جواب نمی‌دهد.»

That’s a cockamamie idea that will never work.

«او داستان مسخره‌ای برایم تعریف کرد.»

He told me a cockamamie story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
absurdپوچ

رایج. به معنی کاملاً مسخره؛ در گفتار غیررسمی تا حد زیادی قابل جایگزینی است.

Common. Means clearly ridiculous; largely interchangeable in informal speech.

ludicrousمزخرف

رسمی. تأکید بر چیزی کاملاً غیرمنطقی و مزخرف؛ مشابه cockamamie اما رسمی‌تر.

Formal. Emphasizes something ridiculously unreasonable; similar to cockamamie but more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000