در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خروپف سحرگاهی خروس در دم صبح.
The early morning crowing of a rooster at dawn.
«صدای خروس مرا از خواب بیدار کرد.»
“The cockcrow woke me from sleep.”
«آنها هر روز با صدای خروس شروع به کار میکردند.»
“They started work at cockcrow every day.”