cocky

cock·y/ˈkɑːki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cockiersuperlative (عالی): cockiest

صفت — پررو

پرروخودخواهمتکبر

بیش از حد مطمئن یا خودبزرگ‌بین به‌گونه‌ای که معمولاً اذیت‌کننده است.

Overconfident or arrogantly self-assured in a way that is often annoying.

«او آنقدر پررو است که هرگز به نصیحت گوش نمی‌دهد.»

He's so cocky that he never listens to advice.

«رفتار متکبرانه‌اش هم‌کلاسی‌ها را ناراحت کرد.»

Her cocky attitude annoyed her classmates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrogantمتکبر

رسمی. دلالت بر غرور زیاد یا اهمیت دادن زیاد به خود دارد و اغلب مشابه cocky ولی جدی‌تر.

Formal. Indicates excessive pride or self-importance, often used similarly to 'cocky' but more serious.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000