coddle

cod·dle/ˈkɒdəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): coddledpast participle (مفعولی): coddled-ing (حال): coddling3rd (سوم): coddles

فعل — نوازش کردن

نوازش کردنولگرفتن

با مراقبت یا ملایمت بیش از حد رفتار کردن؛ نوازش کردن زیاد.

To treat with excessive care or mildness; to pamper.

«او کل زمستان فرزندش را نوازش کرد.»

She coddled her child all winter.

«زیاد به گیاه نوازش نکن.»

Don’t coddle the plant too much.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pamperنوازش کردن زیاد

رایج. به نوازش و توجه زیاد اشاره دارد؛ اغلب در زمینه مراقبت شخصی قابل تعویض.

Common. Indicates spoiling someone with care; often interchangeable in personal care contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000