cocoon

co·coon/kəˈkuːn/
noun (اسم)commonplural (جمع): cocoons

اسم — پیله

پیله

قابی ابریشمی که لارو حشرات مثل پروانه می‌سازد و در آن به حشره کامل تبدیل می‌شود.

A silky case spun by larvae of insects like moths, within which they develop into adults.

«کرم ابریشم خودش را در پیله پیچید.»

The caterpillar wrapped itself in a cocoon.

«پروانه‌ها از پیله‌هایشان خارج می‌شوند.»

Butterflies emerge from their cocoons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000