coil up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɔɪl ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حلقه‌حلقه پیچیدن

حلقه‌حلقه پیچیدنکلاف کردن

چیزی را به شکل حلقه‌های پشت سر هم پیچیدن.

to wind something into a series of loops

«بعد از آب دادن، شلنگ را حلقه‌حلقه جمع کن.»

Coil up the hose after watering.

«او طناب را مرتب کلاف کرد.»

She coiled up the rope neatly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000