در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سالادی تهیه شده از کلم خرد شده ریز که با سس سرکه یا مایونز مخلوط شده است.
A salad made from finely shredded raw cabbage and dressed with a vinaigrette or mayonnaise-based dressing.
«او مرغ کبابی را همراه با سالاد کلم سرو کرد.»
“She served grilled chicken with a side of coleslaw.”
«دوست دارم سالاد کلم را برای تردی بیشتر به ساندویچهایم اضافه کنم.»
“I like adding coleslaw to my sandwiches for extra crunch.”