collegial

col·le·gial/kəˈliː.dʒəl/
collegean educational institution-ialhaving the nature of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more collegialsuperlative (عالی): most collegial

صفت — همکارانه

همکارانهشریکانه

مرتبط با مسئولیت و همکاری مشترک بین همکاران.

Relating to shared responsibility and cooperation among colleagues.

«تیم از جوی همکارانه لذت می‌برد.»

The team enjoyed a collegial atmosphere.

«تصمیم‌گیری همکارانه اعتماد را تقویت می‌کند.»

Collegial decision-making fosters trust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cooperativeهمکاری‌کننده

رایج. معنای مشابه با تأکید بر کار مشترک، اما collegial بر برابری تأکید دارد.

Common. Similar meaning emphasizing working together, but collegial stresses equal status.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000