در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اسب نر جوان، معمولاً زیر چهار سال.
A young male horse, especially under four years old.
«کره اسب بهطور آزاد در مزرعه میدوید.»
“The colt was running freely across the field.”
«او کره اسب را در مزرعهاش پرورش داد.»
“He raised a colt on his farm.”