combinate

com·bi·nate/ˈkɒmbɪˌneɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): combinatedpast participle (مفعولی): combinated-ing (حال): combinating3rd (سوم): combinates

فعل — ترکیب کردن

ترکیب کردنادغام کردن

برای ایجاد یک کل به هم پیوستن یا ترکیب کردن.

To combine or join together to form a whole.

«مواد شیمیایی ترکیب می‌شوند تا ترکیب جدید بسازند.»

The chemicals will combinate to create a new compound.

«ما تلاش‌هایمان را برای اتمام پروژه ترکیب می‌کنیم.»

We combinate efforts to finish the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uniteوحدت بخشیدن

رسمی. تاکید بر یکی کردن چیزها دارد.

Formal. Emphasizes joining into one entity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000