come across
/kʌm əˈkrɒs/
cometo move toward or arriveacrossfrom one side to the other or by chance
فعل عبارتی — برخورد کردن
برخورد کردنبه طور اتفاقی یافتن
به طور تصادفی با کسی یا چیزی برخورد یا مواجه شدن.
To meet or find someone or something by chance.
«در بازار با یک دوست قدیمی برخوردم.»
“I came across an old friend in the market.”
«او به طور اتفاقی یک کتاب نادر در کتابخانه پیدا کرد.»
“She came across a rare book at the library.”
تفاوت با واژههای مشابه
encounter— مواجه شدن
رسمی. در ملاقات اتفاقی قابل تعویض است اما رسمیتر به کار میرود.
Formal. Interchangeable with 'come across' when meeting by chance but more formal.