cometary

co·met·a·ry/ˈkɒmɪtəri/
cometa celestial object with a tail-aryrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — مربوط به دنباله‌دار

مربوط به دنباله‌دارشبیه دنباله‌دار

مرتبط با دنباله‌دار یا شبیه آن، مخصوصاً در ستاره‌شناسی.

Relating to or resembling a comet, especially in astronomy.

«گرد و غبار دنباله‌دار آسمان شب را روشن کرد.»

The cometary dust illuminated the night sky.

«دانشمندان مدارات دنباله‌دار را برای فهم منظومه شمسی مطالعه می‌کنند.»

Scientists study cometary orbits to understand the solar system.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000