در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با دنبالهدار یا شبیه آن، مخصوصاً در ستارهشناسی.
Relating to or resembling a comet, especially in astronomy.
«گرد و غبار دنبالهدار آسمان شب را روشن کرد.»
“The cometary dust illuminated the night sky.”
«دانشمندان مدارات دنبالهدار را برای فهم منظومه شمسی مطالعه میکنند.»
“Scientists study cometary orbits to understand the solar system.”