comfortably

com·fort·a·bly/ˈkʌmfɚtəbli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): comfortableposition (جایگاه): end

قید — راحت

راحتبه آسانی

به شکلی که آرامش و راحتی جسمی فراهم می‌کند.

In a way that provides physical ease and relaxation.

«او به راحتی روی صندلی نشست.»

He sat comfortably in the chair.

«اتاق به طور راحتی گرم شده است.»

The room is comfortably heated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
easilyبه آسانی

ظرفیت عمومی برای عدم سختی؛ در برخی زمینه‌ها با comfortably همپوشانی دارد.

General adverb for lack of difficulty; overlaps with comfortably in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000