commodity

com·mod·i·ty/kəˈmɒdɪti/
noun (اسم)commonplural (جمع): commodities

اسم — کالا

کالامحصول

کالای اولیه یا ماده خام قابل خرید و فروش

A raw material or primary agricultural product that can be bought and sold

«نفت یک کالای مهم جهانی است.»

Oil is an important global commodity.

«قهوه کالای ارزشمندی در بسیاری از کشورها است.»

Coffee is a valuable commodity in many countries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goodsکالاها

رایج. اصطلاح کلی برای موارد قابل فروش.

Common. General term for items that can be sold.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000