در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(زمان گذشته و اسم مفعول 'compare') شباهتها و تفاوتهای بین دو یا چند چیز را ارزیابی کرد.
(Past tense and past participle of 'compare') Assessed the similarities and differences between two or more things.
«ماشین جدید با مدل قدیمیتر مقایسه شد.»
“The new car was compared to the older model.”
«او یادداشتهایش را با یادداشتهای او مقایسه کرد.»
رایج. به معنای مقایسه به گونهای که تفاوتها را برجسته کند. در حالی که 'مقایسه کردن' میتواند هم شباهتها و هم تفاوتها را برجسته کند، 'تضاد' صرفاً بر تفاوتها تمرکز دارد. 'او دو سیاست را با هم مقایسه کرد' درست است، 'او دو سیاست را با هم سنجید' نیز درست است اما میتواند شامل شباهتها نیز باشد.
Common. To compare in such a way as to emphasize differences. While 'compare' can highlight both similarities and differences, 'contrast' focuses solely on differences. 'He contrasted the two policies' works, 'He compared the two policies' also works but could include similarities.
رسمی/ادبی. به معنای اشاره به شباهت چیزی با چیز دیگر؛ مقایسه کردن با. عمدتاً بر شباهتها تمرکز دارد. 'او صدای او را به صدای فرشته تشبیه کرد' درست است، 'او صدای او را با صدای فرشته مقایسه کرد' نیز درست است اما 'تشبیه کرد' ادبیتر است.
Formal/literary. To point out the resemblance of something to something else; compare to. Primarily focuses on similarities. 'He likened her voice to an angel's' works, 'He compared her voice to an angel's' also works but 'likened' is more poetic.