در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل مقایسه بهطوری که معنادار باشد؛ به اندازه کافی شبیه برای ارزیابی با هم.
Able to be compared meaningfully; similar enough to be evaluated together.
«این دو محصول از نظر کیفیت قابل مقایسه هستند.»
“These two products are comparable in quality.”
«سختی امتحان با سال قبل قابل مقایسه بود.»
“The exam difficulty was comparable to last year.”
رایج. معنایی مشترک دارد ولی comparable اشاره به توانایی ارزیابی تفاوتها و شباهتها دارد.
Common. Overlap in meaning, but comparable implies ability to assess differences and similarities explicitly.